حكيم فريد الدين

40

طب فريدى ( فارسى )

نمىرسد صرع مولود را ابن عرس وقتىكه سوخته شود جوف او را تا كه بگردد خاكستر و شرب او هر يوم با شراب يك مثقال شش شبانه روز دافع صرع است و دماغ او نيز و گوشت او خوردن و خون او نوشيدن و زهره او تعليق كردن دافع صرع است حمار اهلى خاتم ساختن از حافره يمين او و پوشيدن مصروع خاتم مذبور را مانع صرع است و دوالى ساختن جلد و بستن بر پيشانى مصروع مانع صرع است و هر سال تازه مىبايد و جگر او كباب كرده خوردن و حافره او يك مثقال نوشيدن نيز مانع صرع است اسطوخودوس خوردن و بيخ او تعليق كردن بر مصروع دافع صرع است ذيب زهرهء او با يك حبه مشك سعوط كردن اول شهر نزد هلال مانع صرع است جوز رومى ثمر او شربا نيز - زبد ركب فرس شربا با خل و حافره او بخور كردن نيز قنه شربا و شما و بخورا نيز غاريقون شربا نيز البته با جلاب نافع و با سكنجبين عنصلى نيز سكبينج شربا و با لبن جاريه سعوط كردن دافع صرع است فاشرا از بيخ او هر روز با شراب يك مثقال خوردن نافع است و بيخ او تعليق كردن نيز كرمه بيض بيخ او سى روز هر روز دو درهم با شراب دافع صرع است گربه سودا دل مسلوق او نافع صرع است عنصل پياز او و سركه او ناشتا خوردن و نوشيدن دافع صرع است و سكنجبين او نيز و بريان كرده معجون او با عسل با سكنجبين شربا نيز فاوانيا ثمر او بخور كردن و حبوب او وزن سى مثقال در قلاده نگاهداشتن در گردن دافع صرع است و با عسل نوشيدن نيز و حبهء كوفته او وزن دو درهم